كاري را كه راهبان بزرگ در فرانسه و بخشهاي ديگر اروپا انجام ميدادند، در پرتغال بهوسيلهٴ شاه دينيش آزاده صورت ميگرفت. او شيوههاي كشت و زرع ملتش را بهبود بخشيد و در شنزارهاي ليريا به ايجاد بيشههاي كاج پرداخت.
بورگونديوي پيزايي، با ترجمهٴ قسمتي از كتاب كشاورزي راجع به پرورش تاك از متن اصلي يوناني به لاتيني، به انتقال سنتهاي قديم كمك كرد.1
قديميترين رساله دربارهٴ مزرعهداري در قلمرو مسيحيت غربي را والتر هنلي انگليسي بهزبان فرانسه نوشت. اين رساله بهزودي بهلاتيني و بهانگليسي ترجمه شد و ترجمهٴ انگليسي تا عصر نوزايي در اين زمينه معتبرترين رسالهٴ انگليسي بود. دومين رسالهٴ اروپايي كه ميتوان آن را به موٴلف معروفي نسبت داد توسط پيترو دي كِرشِنتسي بولونيايي2 بهزبان لاتيني تأليف شد.
ميتوان گفت كه اين رسالهٴ دومي از لحاظ موضوع معرف افكار سدهٴ سيزدهم است، گرچه موٴلفش آن را هنگام سالخوردگي در حوالي سال 1305 تأليف كرده، و در واقع به عصر بعدي، تعلق دارد. دربارهٴ آن بعداً صحبت خواهد شد. در اينجا ميتوان گفت كه آن تلفيقي بود از تمام معلومات قديم يونان و رومي همراه با نتايج تجربههاي قرون وسطا و مشاهدات خود وي. تا پايان سدهٴ هفدهم، اثر پيترو ملاك و معيار اروپاييان بود.
كتاب دامداري والتر و كتاب لذات روستانشيني پيترو مهمترين رسالههاي اختصاصي مربوط به مزرعهداري بود؛ ولي اين موضوع در دايرةالمعارفها هم مورد بحث قرار ميگرفت، از قبيل آثار ونسان دوبووه و گياهشناسي آلبرت كبير.
مهمترين رسالهٴ كشاورزي اين عصر را در اواخر سدهٴ دوازدهم يك تن مسلمان مغربي به نام ابنعَوّام اشبيلي بهزبان عربي نوشت. بدينترتيب، ابن عوّام يكي از جالبترين سنتهاي نژاد خود را ادامه داد. يك سدهٴ پيش از او، اشبيلي ديگري بهنام ابوعمر بن حَجّاج رسالهٴ ديگري در همين زمينه نوشته بود كه اهميت كمتري داشت. رسالهٴ ابن عوّام دربارهٴ 585 گياه بحث ميكند و طرز كشت تعداد زيادي از درختان ميوه را شرح ميدهد؛ و شامل مشاهدات و مبادي آسيبشناسي گياهي است.3 يقين است كه بسياري از آنها معلومات قديم بهدست آمده از مآخذ عربي و يوناني بود، ولي افزودههاي زيادي مرهون شخص ابن عوّام يا حاصل مشاهدات برادران مغربي او محسوب ميشد. پيشرفتهاي مربوط به باغداري از جالبترين ميراثهاي اسلام بود، و باغهاي اسپانيا تا به امروز نمايانگر يكي از شريفترين فضايل فاتحان مسلمان خويش بوده است.